هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

155

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

حق از او سزاوارتريد . به اين مناسبت آيهء زير نازل گرديد : « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً » ( نساء / 52 - 51 ) ( آيا به كسانى كه بهره‌اى از كتاب به آنان داده شده ننگريستى كه به جبت و طاغوت مىگروند و به مشركان مىگويند اينان از كسانى كه ايمان آورده‌اند راه‌يافته‌ترند . آنان كسانى هستند كه خداوند لعنتشان كرده است ، و هر كس را كه خدا لعنت كند هرگز برايش ياورى نخواهى يافت . ) ( 1 ) چون قريش اين سخن را از يهود شنيدند بسيار شادمان شدند و از اين همبستگى و همكارى تازه اميد يافتند كه پيروزى نهائى بر محمد و پيروانش از آن ايشان است . ايشان با يهود قرار گذاشتند هنگامى كه اعراب را براى يارى خويش عليه پيامبر گرد آوردند ، به جنگ با پيامبر بپردازند . يهود به برتر شمردن بت‌پرستى بر توحيدى كه محمد ( ص ) و همهء دينهاى آسمانى و از جمله يهوديت به آن فرامىخوانند بسنده نكردند ، بلكه ميان قبايل عرب به رفت و آمد پرداخته آنان را به جنگ با محمد تشويق مىنمودند و از اينكه كار پيامبر و يارانش سامان گيرد و پابرجا شود هراسان مىساختند و قرار ميان خود و قريش را مبنى بر اين كه هنگامى كه توانستند بيشترين شمار ممكن را با خود همداستان كنند - شمارى كه براى مسلمانان بهر اندازه از نيرو و توان رسيده باشند امكان مقابله با آن وجود نداشت - به مدينه يورش برند به آنها يادآور شدند . ( 2 ) آنان توانستند بيشترين تعداد از اعراب را براى پشتيبانى از خود بسيج كنند و در زمان معين شده براى حركتشان ، قريش با يك سپاه چهار هزار نفرى كه سه هزار سوار در ميانشان بود به فرماندهى ابو سفيان به راه افتادند ، و پرچم خويش را در دار الندوه بسته آن را به عثمان بن طلحة بن ابى طلحه دادند و هزار و پانصد شتر نيز به همراه خويش يدك كشيدند . بنى سليم نيز با هفتصد جنگجو به فرماندهى سفيان بن شمس دوست حرب بن اميه به راه افتادند و بنى اسد و فزاره نيز با هزار جنگنده به فرماندهى عيينة بن حصن همراه شدند و از اشج و بنى مرة بن عوف و قبايل